ظرفیتهای مغفول معادن زیرزمینی
با وجود ذخایر نسبتاً قابل توجه، بخش زیادی از معادن ایران هنوز بهصورت سنتی و غیربهرهور فعالیت میکنند. در بسیاری از مناطق، تجهیزات استخراج قدیمی است و بخش خصوصی توان مالی لازم برای نوسازی ندارد.
از سوی دیگر، معادن کوچک و متوسط که میتوانند بخش مهمی از نیاز زنجیره فولاد را تأمین کنند، بهدلیل دشواری در دریافت مجوز و نبود حمایت بانکی، عملاً بلااستفاده ماندهاند.
طبق آمار ایمیدرو، بیش از ۶۰٪ از معادن فعال کشور کمتر از ۵۰ هزار تن در سال تولید دارند — عددی که نشان میدهد بهرهوری داخلی بسیار پایینتر از ظرفیت واقعی است.
راهکار: سرمایهگذاری در اکتشافات جدید، نوسازی فناوری استخراج، و اتصال معادن کوچک به زنجیره فولادسازان بزرگ میتواند بخشی از بحران فعلی را تعدیل کند.
نگاه به معادن فراسرزمینی؛ گام بعدی تأمین پایدار
مفهوم «معادن فراسرزمینی» برای نخستین بار در دهه ۱۳۹۰ در سیاستهای معدنی ایران مطرح شد. هدف آن، سرمایهگذاری مستقیم یا مشارکتی در معادن سایر کشورها برای تضمین تأمین بلندمدت مواد اولیه است.
کشورهایی مانند سنگال، ونزوئلا، بولیوی، قزاقستان و روسیه از مقاصد بالقوه برای این نوع سرمایهگذاری به شمار میروند. این کشورها ذخایر غنی دارند و از نظر ژئوپلیتیکی میتوانند شریک قابل اتکایی برای ایران باشند.
اما مسیر آسان نیست؛
ریسکهای سیاسی، تغییر قوانین مالکیت معدنی، نوسانات ارزی و هزینه بالای حملونقل از جمله موانع جدی هستند. به همین دلیل، کارشناسان تأکید میکنند که توسعه معادن فراسرزمینی باید با دیپلماسی اقتصادی فعال و حمایت نهادهایی مانند ایمیدرو همراه باشد.
در واقع، این راه تنها زمانی موفق خواهد بود که ایران بتواند در قالب قراردادهای بلندمدت و برد-برد، از ظرفیت کشورهای دوست برای استخراج، فرآوری و انتقال مواد معدنی استفاده کند.
توسعه نامتوازن زنجیره فولاد؛ چالش اصلی سیاستگذاری
یکی از ریشههای بحران فعلی، توسعه نامتوازن زنجیره فولاد است. طی سالهای گذشته، تمرکز سرمایهگذاری عمدتاً بر احداث واحدهای فولادسازی بوده، درحالیکه بخش معدن و اکتشاف عملاً عقب مانده است.
در نتیجه، اکنون کشور با مازاد ظرفیت تولید فولاد و کمبود سنگآهن مواجه است — پدیدهای که «گلوگاه معکوس» در زنجیره ارزش ایجاد کرده است.
بر اساس گزارش ResearchGate، زنجیره فولاد ایران از معادن تا محصول نهایی دچار پراکندگی جغرافیایی و ضعف زیرساختی است. بسیاری از کارخانهها با کمتر از ۷۰٪ ظرفیت کار میکنند و حملونقل مواد اولیه هزینههای سنگینی را به تولیدکننده تحمیل میکند.
درس اصلی: توسعه متوازن، یعنی رشد همزمان معدن، فرآوری و فولادسازی. بدون اصلاح این ساختار، هرگونه برنامه توسعهای در خطر شکست است.
سیاست ارزی و چالش صادرات فولاد
موضوع ارز و صادرات نیز بر بحران سنگآهن سایه انداخته است.
از یکسو، نوسانات نرخ ارز باعث افزایش هزینه واردات تجهیزات معدنی و انتقال فناوری شده؛ از سوی دیگر، سیاستهای محدودکننده صادرات سنگآهن برای تأمین نیاز داخلی، باعث نارضایتی برخی از شرکتهای معدنی شده است.
تحریمهای بینالمللی نیز مسیر انتقال پول و واردات مواد اولیه را دشوار کردهاند. در نتیجه، بسیاری از فولادسازان بزرگ مجبور شدهاند بخشی از تولید خود را کاهش دهند یا به سراغ منابع پرهزینهتر بروند.
کارشناسان اقتصادی پیشنهاد میکنند سیاست ارزی و تجاری کشور باید بهگونهای تنظیم شود که هم نیاز داخل حفظ شود و هم سرمایهگذاری در اکتشافات جدید صرفه اقتصادی داشته باشد.
سه مسیر برای عبور از بحران تأمین سنگآهن
۱. تقویت اکتشافات و بهرهوری داخلی
-
نوسازی ماشینآلات و سیستمهای استخراج
-
افزایش عمق اکتشافات در مناطق کمتر توسعهیافته
-
تسهیل ورود سرمایهگذاران خصوصی به معادن کوچک
۲. توسعه همکاریهای فراسرزمینی هدفمند
-
مشارکت در پروژههای معدنی آفریقا و آمریکای جنوبی
-
استفاده از تجربه کشورهایی مانند چین در تأمین مواد اولیه از خارج
-
ایجاد کنسرسیومهای معدنی مشترک میان دولت و شرکتهای فولادی
۳. سیاستگذاری کلان برای پایداری زنجیره
-
تدوین استراتژی ملی تأمین سنگآهن
-
تقویت ارتباط بین فولادیها و معدنیها
-
استفاده از فناوریهای هوشمند در ردیابی و مدیریت زنجیره تأمین
این سه مسیر در کنار هم میتوانند چشمانداز روشنی برای عبور از بحران کنونی و حفظ جایگاه ایران در بازار فولاد جهانی ایجاد کنند.
سوالات متداول
۱. بحران سنگآهن در ایران از کجا شروع شد؟
از رشد ظرفیت فولادسازی بدون توسعه همزمان معادن و اکتشافات جدید.
۲. آیا ذخایر سنگآهن ایران رو به اتمام است؟
خیر، اما استخراج از معادن فعلی با افت بهرهوری و کاهش عیار روبهروست.
۳. منظور از معادن فراسرزمینی چیست؟
سرمایهگذاری یا مشارکت ایران در معادن کشورهای دیگر برای تأمین مواد اولیه.
۴. کدام کشورها مقصد مناسبی هستند؟
کشورهای آفریقایی (سنگال، نیجر، آفریقای جنوبی)، روسیه، و آمریکای جنوبی (بولیوی، ونزوئلا).
۵. آیا سرمایهگذاری در خارج پرریسک نیست؟
بله، اما با قراردادهای بلندمدت و تضمین دولتی، ریسکها قابل کنترل است.
۶. طرح جامع فولاد ایران چه نقشی دارد؟
این طرح نقشه راهی برای تأمین زنجیره فولاد تا سال ۱۴۱۰ است، اما نیاز به بهروزرسانی و همافزایی با برنامههای معدنی دارد.
۷. اگر بحران حل نشود، چه اتفاقی میافتد؟
احتمال کاهش تولید فولاد، افزایش قیمت تمامشده و از دست رفتن بازارهای صادراتی وجود دارد.

