اختلاف ۲۰ درصدی میان قیمت پایه و معامله شمش فولاد
در بورس کالا، قیمت پایه شمش فولاد معمولاً بر اساس میانگین نرخ ارز نیمایی و قیمت جهانی فولاد تعیین میشود. اما در بازار آزاد، قیمتها از نرخ ارز آزاد، میزان عرضه، و حتی رفتار واسطهها تأثیر میپذیرد.
به همین دلیل، در هفتههای اخیر قیمت شمش در بورس حدود ۲۵ تا ۲۷ هزار تومان و در بازار آزاد تا ۳۲ هزار تومان معامله شده است. این یعنی حدود ۲۰ درصد اختلاف بین قیمت پایه و نرخ واقعی معامله.
بازار فولاد چشمانتظار بازار جهانی
بازار فولاد ایران جدا از تحولات جهانی نیست. وقتی قیمت فولاد در چین یا ترکیه افت میکند، بازار داخل نیز تمایل به کاهش قیمت دارد. اما وجود قیمتگذاری دستوری مانع از هماهنگی طبیعی بازار ایران با روند جهانی میشود.
از طرفی، نرخ ارز آزاد نقش تعیینکنندهای در هزینه تولید فولاد دارد. اگر نرخ ارز در بازار افزایش یابد ولی نرخ ارز نیمایی ثابت بماند، شکاف قیمتی بین بورس و بازار آزاد بیشتر میشود.
بنابراین، فولادسازان با دو فشار روبهرو هستند:
-
افزایش هزینه تولید (به دلیل انرژی، مواد اولیه و نرخ ارز)
-
اجبار به فروش با نرخ پایینتر در بورس کالا
نتیجه؟ کاهش سود، کاهش انگیزه تولید و حتی احتمال توقف عرضه برخی محصولات.
دلایل بیاعتمادی فولادسازان
فولادسازان معتقدند قیمتگذاری در بورس کالا دیگر «منعکسکننده واقعیت بازار» نیست. در واقع، چند عامل اصلی باعث این بیاعتمادی شده است:
-
قیمتگذاری دستوری: وقتی دولت نرخ پایه را پایینتر از واقعیت بازار تعیین میکند، فروش در بورس برای تولیدکننده زیانده میشود.
-
محدودیت عرضه شمش و مواد اولیه: عرضه محدود، بازار آزاد را ملتهب میکند.
-
رانت واسطهها: برخی افراد محصولات را با نرخ بورس میخرند و در بازار آزاد با نرخ بالاتر میفروشند.
-
پیچیدگی فرآیند خرید در بورس: حداقل تناژ، مراحل اداری و زمان تحویل طولانی باعث شده بسیاری از مصرفکنندگان واقعی نتوانند از بورس خرید کنند.
در نتیجه، فولادسازان احساس میکنند زنجیره تأمین دچار بیعدالتی شده است و اعتمادشان به سازوکار بورس کاهش یافته است.
پیامدهای اقتصادی و صنعتی اختلاف قیمت
اختلاف ۷ هزار تومانی فولاد فقط یک مسئله قیمتی نیست، بلکه پیامدهای گستردهای دارد:
۱. کاهش شفافیت بازار
وقتی قیمت واقعی در بازار شکل نمیگیرد، اعتماد به آمار رسمی از بین میرود.
۲. افزایش رانت و دلالی
واسطهها از اختلاف نرخ بورس و بازار سود میبرند، اما تولیدکنندگان واقعی زیان میبینند.
۳. کاهش انگیزه تولید
وقتی فروش در بورس زیانده شود، برخی کارخانهها عرضه خود را محدود میکنند یا به صادرات روی میآورند.
۴. رکود در بازار مسکن و ساختوساز
افزایش هزینه فولاد مستقیماً روی قیمت تمامشده ساختمان اثر میگذارد و پروژههای عمرانی را کند میکند.
۵. افت سهام شرکتهای فولادی در بورس
سرمایهگذاران با مشاهده کاهش سود شرکتهای فولادی، تمایل خود را به خرید سهام این گروه از دست میدهند.
راهکارهای بازگشت اعتماد به بازار فولاد
برای بازگرداندن تعادل به بازار و اعتماد فولادسازان، کارشناسان چند راهکار کلیدی پیشنهاد کردهاند:
-
آزادسازی تدریجی قیمتها: قیمت فولاد باید بر اساس عرضه و تقاضا و نه دستور دولتی تعیین شود.
-
افزایش شفافیت عرضه و تقاضا در بورس کالا: اطلاعات مربوط به میزان عرضه، قیمت پایه و خریداران باید در دسترس عموم باشد.
-
تسهیل خرید در بورس برای مصرفکنندگان واقعی: کاهش حداقل تناژ و سادهسازی روند خرید.
-
همترازی نرخ ارز نیمایی با ارز بازار آزاد: تا شکاف قیمتی کاهش یابد.
-
افزایش عرضه شمش و مواد اولیه: با سیاستهای تشویقی و حمایت از تولیدکنندگان بزرگ.
سوالات متداول
۱. چرا قیمت فولاد در بورس و بازار آزاد متفاوت است؟
زیرا قیمت پایه در بورس بر اساس ارز نیمایی و سیاستهای دولتی تعیین میشود، در حالی که بازار آزاد تحت تأثیر نرخ ارز آزاد و عرضه واقعی قرار دارد.
۲. آیا قیمتگذاری دستوری عامل اصلی بیاعتمادی فولادسازان است؟
بله. چون تولیدکننده نمیتواند محصول خود را با قیمت واقعی هزینهها بفروشد.
۳. اختلاف قیمت چه اثری بر بازار مسکن دارد؟
افزایش هزینه فولاد باعث رشد قیمت ساخت و کاهش سرعت پروژههای عمرانی میشود.
۴. آیا فولاد از بورس کالا خارج خواهد شد؟
در حال حاضر چنین تصمیمی رسمی نیست، اما ادامه بیاعتمادی ممکن است فولادسازان را به کاهش عرضه در بورس ترغیب کند.
۵. برای خرید فولاد، بورس بهتر است یا بازار آزاد؟
اگر حجم خرید زیاد است و امکان صبر برای تحویل وجود دارد، بورس کالا گزینه شفافتر و ارزانتر است؛ در غیر این صورت، بازار آزاد انعطافپذیرتر است.

